تبریک عید سعید غدیر

عید سعید غدیر خم بر شیعیان و پیروان ولایت خجسته باد

 

كيست علی؟حيدر دول دول سوار/صاحب لوح و قلم و ذوالفقار

از چه علی شد ولی ذوالجلال/دامن پاكيزه و شير حلال

شير خدا را چه كسی شير داد؟/شير زنی مؤمن و نيكو نهاد

كيست اين چهره پوش گرد آلود؟/شانه هایه ستبر دردآلود

كيست اين رده پايه پينه زده/گام در كوفه و مدينه زده

کیست این امتزاج آتش و نور/چهره و گرمنای حرم تنور

كيست اين سايه وار در دل شب/كيسه ای پر زعشق و نان و رطب

كيستم؟بنده ای به درگه او/كه مگر طی كنم شبی ره او

آه مولا…مرا مدد برسان/زير صفرم مرا به صد برسان

يكی گويد سرا پا عيب دارم/يكی گويد زبان از غیب دارم

نميدانم چه هستم،هرچه هستم/قلم چون تيغ میرقصد زدستم

نه دعبل نه فرزدق نه کمیتم/وليكن خاك پای اهل بيتم

الا ساقی مستانه ولايت/بهار بی زمستان ولایت

از آن جامی كه دادی كربلا را/بنوشان اين خراب مبتلا را

چنان مستم كن از يكتا پرستی/كه از آهم بسوزد ملك هستی

هزاران راز را در من نهفتی/ولی در گوش من اينگونه گفتی

ز احمد تا احد يك ميم فرق است/جهانی اندرین يك ميم غرق است

يقينا ميم احمد ميم مستيست/كه سرمست از جمالش چشم هستيست

ز احمد هر دو عالم آبرو يافت/دمی خنديد و هستی رنگ و بو يافت

اگر احمد نبود آدم كجا بود/خدا را آيه ای محكم كجا بود

چه می پرسند كه اين احمد كدام است/كه ذکرش لذت شرب مدام است

همان احمد كه آوازش بهار است/دليل خلقت ليل و نهار است

همان احمد كه فرزند خليل است/قيام بت شكنها را دلیل است

همان احمد که ستارالعیوب است/دلیل راه و علام الغیوب است

همان احمد كه جامش جام وحی است/بدستش ذوالفقار امرونهی است

همان احمد که ختم الانبیا شد/جناب کنت کنزا مخفیا شد

همان اول كه اينجا آخر امد/همان باطن كه بر ما ظاهر آمد

همان احمد كه سرمستان سرمد/بخوانندش ابوالقاسم محمد

محمد ميم حا ميم دال است/تدارك بخش عدل و اعتدال است

محمد رحمت للعالمين است/شرافت بخش صد روح الامين است

محمد پاك و شفاف و زلال است/كه مرآت جمال ذوالجلال است

محمد تا نبوت، را بر انگيخت/ولايت را به كام شيعيان ريخت

ولايت باده غیب و شهود است/كليد مخزن سر وجود است

محمد با علی روز ٱخوت/ولايت را گره زد بر نبوت

محمد را علی آينه دار است/نخستين جلوه اش در ذوالفقار است

بجز دست علی مشکل گشا كيست؟/كليد كنت کنزا مخفیا کيست؟

كسی جز او توانايی ندارد/كه زخم شيعه را مرهم گذارد

غدير ای باده گردان ولايت/رسولان الهی مبتلايت

ندا آمد به محراب سماوات/به گوش گوشه گيران خرابات

رسولی كز غدیر خم ننوشد/ردای سبز بعثت را نپوشد

تمام انبيا ساغر گرفتند/شراب از ساقی كوثر گرفتند

علی ساقی رندان بلاكش/بده جامی كه میسوزم در آتش

مرا آيينه صدق و صفا كن/تجليگاه نور مصطفی كن.

 

دکلمه این شعر زیبا و پر مفهوم را می توانید با صدای شاعر آن، مرحوم آقاسی در کلیپ زیر بشنوید

 

 

 

 

Share

دیدگاهتان را بنویسید

دیدگاه
نام*
ایمیل*
وبسایت*